چه شد که با فرزاد فرزین آشنا شدی؟
اردیبهشت ۸۹ به کنسرت فرزاد رفتم و از اجرای زیبایش لذت بردم؛ همانجا با هم صحبت مختصری در مورد همکاری مشترک انجام دادیم، اما چون این موضوع نیاز به فکر و زمان داشت، یک مقدار پروسه عملیاتی شدن آن به تاخیر افتاد و نهایتا در کنسرت تیرماه امسال و با آهنگ جهانی صلح همکاریمان بهصورت رسمی شکل گرفت. بهنظرم این آهنگ بهترین شروع ممکن برای من بود. این اولین باری بود که مردم با چنین سبکی از کنسرت مواجه میشدند و از این بابت همه چیز برای مردم جذاب و دیدنی شده بود. خب من بهصورت تخصصی پیانو میزنم و در این آهنگ به بهترین شکل از تخصص من استفاده شد.
فرزاد در اغلب کنسرتهایش از ویژگیهای نمایشی استفاده میکند، این موضوع چقدر در همکاری شما نقش داشت؟
در یک کلام میتوان گفت در کنسرتهای فرزاد سینما به وضوح دیده میشود. این موضوع برای من هم جذابیت زیادی داشت.
باتوجه به مهارت و شهرتی که داشتی، چرا بهصورت انفرادی برای تشکیل یک گروه موسیقی اقدام نکردی؟
زمانی که کارهای فرزاد را میشنیدم و اجرایش در کنسرتها را میدیدم احساس میکردم، طرح نو و جدیدی را وارد موسیقی کشور میکند، چه در استایل اجرا و چه در استایل کارگردانی صحنه… در طول این سالها دوستان زیادی به من پیشنهاد همکاری داده بودند، اما از آنجایی که دوست نداشتم یک کاری انجام دهم و بعد هم بروم، تصمیم گرفتم با گروه فرزاد همکاری داشته باشم، چون استایل صحنهگردانی کنسرتهای فرزاد با کارگردانی دقیقی پیش میرود و مخاطب با حضور در کنسرت او شگفتزده میشود. خوشحالم که این اتفاق افتاد و توانستیم در کنار هم باشیم و امیدوارم در عرصه سینما و موسیقی بتوانیم در کنار هم باشیم و پیش برویم.
یعنی قرار است همکاری شما در سینما هم ادامه داشته باشد؟
ببین امروز در سینما فیلمهایی ساخته میشود که با فروش خیلی کمی از اکران خداحافظی میکند. فیلمهای زیادی هست که همین الان ما میتوانیم با هم بهصورت مشترک کار کنیم اما بهنظر من باید در کاری حضور داشته باشیم که فیلمنامه آن براساس شخصیت من و فرزاد نوشته شده باشد. این کار در دست انجام است و انشاءالله بهزودی به مرحله تولید خواهد رسید. امروز کشاندن مردم به سالنهای سینما نسبت به گذشته خیلی سختتر شده و باید سوژه فیلم آنقدر خوب و بکر باشد که مردم برای دیدن آن ترغیب شوند.
فروش فیلمها نسبت به گذشته افت پیدا کرده؛ فروش آلبومهای موسیقی هم با کاهش رو بهرو بوده است، مشکل کجاست؟
در جمعیت جوان هفتاد میلیونی کشورمان خیلیها دوست دارند یا خواننده شوند یا بازیگر! اگر صد خواننده معروف و صد بازیگر مطرح داشته باشیم شاید در هر شاخه فقط ۱۰نفر هستند که به ستاره تبدیل شدهاند. این۱۰نفر که به ستاره تبدیل شدهاند باید حمایت شوند تا موسیقی و سینما به روند صعودی خود ادامه دهد، اما متاسفانه در سالهای اخیر شرایطی بهوجود آمده که خیلیها با پول وارد سینما و موسیقی میشوند تا شاید بتوانند به شهرت دست پیدا کنند. شاید با پول بتوان وارد سینما شد اما قطعا با این شرایط نمیتوانیم توقع داشته باشیم مردم به سالنهای سینما بیایند. از طرفی یک کارگردانی منسجم هم در موسیقی و هم در سینما باید وجود داشته باشد تا آثار قابل ارائهای تولید شود. متاسفانه این روزها بهجز موضوع ورود بیحساب و کتاب بازیگران و کارگردانی، تکراری بودن فیلمنامهها هم باعث شده اکثر فیلمها شبیه به هم باشند. سالهاست که مثلث عشقی در فیلمهای ایرانی به تصویر کشیده میشود و فکر میکنم وقت آن رسیده که کمی به فیلمنامههایمان تنوع تزریق کنیم تا مردم مثل گذشته به حضور در سالنهای سینما ترغیب شوند.
نظرات شما عزیزان:
هستی 
ساعت13:39---5 بهمن 1391